درباره وبلاگ


"هر عملی که شما را به این دنیا وابسته می کند رها کنید و اعمال پیوند دهنده آخرت را پیشه کنید" سردار شهید حاج منصور خادم صادق - شهادت : 1/8/1372 - محل شهادت : دلیجان در حین انجام ماموریت - مسئولیت : فرمانده محور لشکر 19 فجر فارس :::::::::::::::::::::::::: امروز گرچه از قافله شهدا جا مانده ایم اما یه چیز آدمو دلگرم می کنه و اون حرفیست که چند سال پیش مقام معظم رهبری فرمودند که : امروز زنده نگه داشتن یاد شهدا،کمتر از خود شهادت نیست . سن و سالی نداریم . وقتی پا به این دنیا گذاشتیم تازه 8 سال دفاع مقدس تموم شده بود. نه چیزی از جنگ دیدیم نه حضوری داشتیم ... ولی آنچه که شنیده ایم و دیده ایم و برایمان مشهود است، فضای جبهه و جنگ یه فضای خیلی آسمونی بوده .... یعنی هرکسی به هر نحوی تونسته دل از زمین و اهلش بکنه ... میگن تو جبهه خیلی صفا و معنویت بوده ... میگن شب های عملیات یه حال و هوای دیگه ای داشتن ... میگن رزمنده ها نماز شب و زیارت عاشوراشون ترک نمی شده ... میگن ...... راستش خیلی چیزا برامون گفتن .... ولی جز حسرت چیزی در دل نمانده که ای کاش ما هم اونجا بودیم ... حالا که نبودیم ... پس چه کار کنیم ؟؟.... بشینیم و نگاه کنیم و حسرت بخوریم ؟؟؟؟..... پس راه شهدا چی میشه ؟؟؟؟ کی باید راهشون رو ادامه بده ؟؟؟؟ حسرت که دردی رو دوا نمی کنه ... همش ذکر زبونمون شده " بعد از شهدا ما چه کردیم " یا " شهدا شرمنده ایم ... " خب پاشو ... چرا نشستی ؟؟؟بجای شرمنده بودن پاشو یه قدمی بردار .... داری به چی فکر می کنی ؟؟..... راه روشنه ... یا علی بگو حرکت کن ... اگه دیر کنی بیشتر از قافله عقب می مونی ها ... منتظر چی هستی .... شهدا امروز چشمشون به منو شماست .... ببین چی از ما خواستند و ما گوش نکردیم .... هنوز هم دیر نشده .... فکر نکنی اونا رفتن ... شهید زنده هست ... ازشون کمک بخواه ... از چی ناراحتی ؟؟ از این که تو جبهه نبودی ؟؟ بابا الان تو جبهه ای ... تو جنگی .... حواست هست ؟؟؟ اطرافت رو نگاه کن .... از ما گفتن بود ... حالا خود دانی .... دستت رو بذار تو دست شهدا ... پاشو ...
RSS Feed
٧ اردیبهشت ۱۳۸٩ :: ٥:۱٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده :

دکتر وحید جلیلی

هیاهوهای بعد از سی‌امین انتخابات سراسری جمهوری اسلامی که کم و بیش در بعضی فضاهای مشهور به نخبگانی و اینترنتی  ادامه دارد، چه کسی  را آماج کرده است ؟
 فرد منتخب  را یا انتخاب‌گران را ؟
٭٭٭
24 میلیون شهروند درجه 2 "جمهوری" اسلامی که "جوات موات" و "بی‌سواد" نامیده می‌شوند گزینه‌ای را (در عین انتقاداتی که به وی دارند) ترجیح داده‌اند و به این ترتیب انبوه فحاشی‌های میلیشیای اشرافیت را به گزینه‌های رقیب برگردانده‌اند که: "ببینید آنها چه بوده‌اند که اکثریت ملت حتی احمدی‌نژاد را (که از نگاه و بیان  عقلانی و ضد خشونت شما مظهر همه پلیدی‌ها و پلشتی‌هاست) به آنها ترجیح داده است"!
٭٭٭
تاوان چنین جسارتی از سوی این توده بی‌ادب را در سایه‌سار "ادب مرد به ز دولت اوست" چگونه باید داد؟
جماعتی که معتقدند "جهان اگر زیباست مجیز حضور مرا می‌گوید" شان خود را فراتر از اعلام دشمنی می‌داند و راه دیگری برای انتقام جستجو می‌کند. علم باید بر افراشت که: "ابلها مردا عدوی تو نیستم من انکار توام!"
نقاب باید ساخت تا نفرت از مردمان را در دروغی درشت پنهان کرد: "تقلب"!
٭٭٭
جماعت تمام آبرویی را که از صدقه سر دین و انقلاب دارد به میدان می‌آورد که مردد کند 13 میلیون ایرانی را.
و گمان برد کاری که با جماعت 20 میلیونی دوم خرداد نتوانست کرد با این 13 میلیون خواهد توانست.
آن روز نیز همین جماعت تلاش کرد تا گروهی نخبه متوهم را نماد و نماینده آن 20 میلیون نفر معرفی کند و به وضوح دید که در تیر 84 چگونه تیرش به سنگ نشست. اکنون اما دوباره بر سر آن است که "نه غزه نه لبنان" را شعار لااقل آن "سیزده چهلم" بنمایاند که این بار نیز مرحله  به مرحله ِ ژاژخایی‌اش آشکارتر می‌شود.
میلیشیای جدید که شمشیر از رو بسته و به جنگ "جمهوری" اسلامی آمده است هنوز مقهور و مفتون بوق‌هایی است که در لندن و واشنگتن نگران دماء مسلمین و حرمت مراجع عظام و آرمان‌های امیر مومنان‌اند! و از نهج‌البلاغه و منشور حقوق بشر و کتاب مقدس جین شارپ برای کودتای مخملی مانیفست می‌بافند.
پیراهن‌های خونینی که بر علم‌های زرکوب زمرة آشوب تاب می‌خورد تا امروز اصلی‌ترین گواه تقلبی است که با رجوع به یکی از دو دعوی مهندس راستگو اصلا به‌وقوع نپیوسته  است.
٭٭٭
دروغگوی بزرگ در رفتاری عجیب دو نقیض را همزمان ادعا می‌کند:
از یک سو انتخابات باید ابطال شود چرا که پیروزی رقیب و جلب اکثریت آرا  نتیجه  تخلفات در فرآیند انتخابات همچون توزیع سیب‌زمینی و سهام عدالت و دروغ و فریبکاری بوده و ارزشی ندارد و راهی جز تجدید انتخابات و برگزاری مجدد آن در فرآیندی سالم ( و قاعدتا با حذف فرد متخلف) وجود ندارد.
اما همزمان ادعای دیگری نیز از سوی همان منبع مطرح می‌شود: او “با فاصله بسیار” از رقیب برنده شده و تخلفات انتخاباتی نتوانسته اکثریت را به کاندیدای رمال متمایل کند و قاعدتا نیازی به ابطال انتخابات به این بهانه نیست. اما تقلب شده است و آرای برنده قطعی انتخابات (با فاصله بسیار زیاد) در مرحله اول اصلا خوانده نشده است!
پرچمدار جنبش ضددروغ! همزمان مدعی است که هم تخلف منجر به ابطال (و جلب کننده اکثریت آرا به رقیب فریبکار) صورت گرفته و هم تقلب شده و اکثریت آرا (که با فاصله بسیار به مهندس خردورز داده شده بود) به دریا ریخته شده است! دیگر از مرحوم پوپر و گزاره‌های ابطال‌پذیرش خبری نیست!
شما با گزاره‌ای شهودی مواجهید که هر طرفش را رد کنید طرف دیگر حی و حاضر است اگرچه طرفین ادعا نقیض هم باشند!
مبنای پذیرش “دلایل احتمالی برای تقلب قطعی” چیزی نیست جز ایمان به شخصیت کاریزماتیک پرچمدار و اطرافیان اخلاق محور و دروغ‌ستیزش. اگرچه برای آدم زنده ختم بگیرند و بر ربودن دختری از پیش چشمان مادر و تجاوز به او و کشتنش و سوزاندنش با اسید و دفن شبانه‌اش در قطعه 302 بهشت زهرا گواه باشند و سوگواری کنند. دختری که تنها فرزند یک شهید شیمیایی است و به ادعای دوستان مهندس ضددروغ و مخالف پرونده‌سازی! توسط بسیجیان به چنین سرنوشتی دچار شده است و البته پس از آنکه “زنده”‌می‌شود! مهندس راستگوی ما به روی مبارک هم نمی‌آورد و با دیگر مجاهدان جنبش ضددروغ مشغول پرونده هفتاد و دو تایی شهدا و... می‌شود.



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب : تحلیلی / سیاسی / بصیرت
 
 
نویسندگان
پیوندها
آخرین مطالب